رکنا نوشت:فریده در حالی که دختر خردسالش را در آغوش می فشرد، به بازپرس پرونده گفت: می دانم اشتباه جبران ناپذیری را مرتکب شده ام و همسرم دیگر نمی تواند به من اعتماد کند، اما من فقط قربانی یک کنجکاوی احمقانه شدم تا جایی که دیگر زندگی ام متلاشی شده است.
روزنامه ایران در گزارشی از دادگاه خانواده نوشت:«سارا» دست پسر خردسالش را محکم گرفته بود و بهزور او را دنبال خودش میکشاند. پس از لحظهای این پا و آن پا کردن روی صندلی نشست. اما پسرش آرام نداشت و مدام این سو و آن سو میدوید.
ایران نوشت:در یکی از روزهای پایان تیرماه که شعبه ۲۷۶ با انبوه مراجعان مواجه بود، «ویدا» پا به دادگاه گذاشت تا به پرونده دادخواست مهریهاش رسیدگی شود. او زنی میانسال بود که چهرهاش بواسطه عملهای زیبایی چند سال جوان تر نشان میداد. در مقابل او مردی جوان با کت و شلوار نشسته بود که با شروع جلسه معلوم شد وکیل همسر اوست و به جای «سعید» در دادگاه حاضر شده است.
ایران نوشت:در یکی از روزهای تیرماه که مجتمع قضایی ونک ساعات گرم و شلوغی را سپری میکرد، بهاره به شعبه ۲۷۶ آمد. ساعتی پیش از ظهر وارد شعبه شد و در مقابل قاضی «محمود سعادت» ایستاد.
مهر:
اگرچه دولت میگوید که نرخی به غیر از ۴۲۰۰ تومان را برای دلار به رسمیت نمیشناسد، اما قیمت هرقطعه سکه برای پرداخت مهریه در دادگاهها، از سوی بانک مرکزی با دلار قاچاق تعیین میشود.
گروه بنگاهها:
بانک ملت در راستای ایفای تعهدات اجتماعی، پنج میلیارد ریال کمک نقدی برای آزادی زندانیان ناشی از جرائم غیرعمد، به سازمان زندانها پرداخت کرد.
ایران نوشت: داماد جوان که دو سال برای آغاز زندگی مشترک روزشماری کرده بود وقتی یک هفته قبل از جشن عروسی با دلسردی همسرش مواجه شد به راز عجیبی پی برد. ساعات پایانی کار دادگاه خانواده بود که زن و شوهری جوان وارد شعبه ۲۷۶ شدند و مقابل قاضی روی صندلی نشستند. پروندهای که روی میز قاضی «غلامرضا احمدی» قرار داشت، مربوط به دادخواست طلاق «مرضیه» بود. تازه عروسی که گرچه هنوز به ۳۰ سالگی نرسیده بود، اما چهرهای گرفته و بیحوصله داشت.
رکنا:
مدتی که از زمان آشنایی ما گذشت، احساس کردم که علاقه ام نسبت به او زیاد شده است و این احساس موجب شد که درمورد دلارام با مادرم صحبت کنم و از علاقه ام به این دختر بگویم.
ایران نوشت:یکی از روزهای پایان سال که بیشتر خانوادههای تهرانی درگیر خانه تکانی و خرید شب عید بودند، «یاسمن» و «خسرو» همراه اعضای خانواده و وکلایشان به شعبه ۲۷۶ آمده بودند، البته این زوج بار اولشان نبود که به دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند،چراکه از چهار سال پیش یکی از گرفتاری هایشان رفت و آمد به دادگاههای مختلف بود.
روزنامه ایران:
دختر ناز پرورده یک خانواده اشرافی که پدرش او را «پرنسس من» میخواند اکنون دوشیزه هفتاد ساله تنهایی است . نه همدمی برایش باقی مانده تا تکیهگاهش باشد و نه فرزندی که در دوران پیری غمخوارش شود.
دنیای اقتصاد:
نوسانات دلار برای سومین روز متوالی تکرقمی شد. روز چهارشنبه، شاخص بازار ارز با تنها یک تومان افزایش به بهای ۴ هزار و ۲۲۰ تومان رسید. به گفته فعالان، نوسان محدود در حالی به ثبت رسید که تقاضا در بازار نسبت به روزهای معمول سال بالاتر است.
روزنامه ایران:
«راستش من برای تضمین خوشبختی به مهریه سنگین اعتقادی ندارم و دوست داشتم مهریه همسرم ۱۲ شاخه گل رز باشد اما محضردار تأکید کرد که باید رقم ریالی یا مالی مشخص برای مهریه تعیین کنیم. من هم پیشنهاد دادم ۱۲ سکه بهار آزادی باشد. اما این خانم و خانوادهاش اصرار داشتند که مهریه باید هزار سکه باشد و همانجا میان خانواده من و خانواده نگار بحث و گلایه پیش آمد. من هم برای آن که روز اول زندگیمان تلخی پیش نیاید لجبازی کردم و گفتم ۱۲ هزار سکه بنویسند. البته همانجا با صدای بلند گفتم، اگر همسرم یک روز بخواهد…
ایران نوشت: در طبقه پنجم مجتمع قضایی خانواده - میدان ونک - زنان و شوهران سرگرم پیگیری پروندههای طلاق و مهریه بودند.مردی بلند قامت با ابروی در هم رفته وارد شعبه ۲۷۳ شد. پس از او سه دختر جوان و نوجوان به ترتیب وارد دادگاه شدند و پس از سلام به حاضران روی صندلیها نشستند. سه خواهر ۲۷ ساله، ۲۰ و ۱۷ ساله بودند که به همان ترتیب مقابل قاضی جای گرفتند.
وقتی منشی شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده تهران، طرفین پرونده را صدا زد، زنی سالخورده، همراه دختری جوان وارد شدند. چهرهشان بسیار به هم شباهت داشت و به نظر میرسید مادر و دختر باشند.
ازدواج در خانواده تجار با گروههای همشأن طبقه خود یا از بین خانواده علمای هم ردیف صورت میگرفت و این نوع وصلت جبهه متحدی در مقابل باجخواهی حکام ایجاد میکرد.