پیروزی آنتونیو کاست در انتخابات ریاستجمهوری شیلی قطعه دیگری از پازل گردش به راست در جهان را تکمیل کرد. شیلی قرار بود مطابق پیشگویی رئیسجمهور پیشین این کشور، قبر نئولیبرالیسم باشد؛ اما اکنون شاهد به قدرت رسیدن راستگرایان است. این پیروزی بر داخل و خارج مرزهای شیلی اثر خواهد گذاشت.
در سایه عدمکفایت بیمه پایه در پوشش هزینههای درمانی، برخورداری از بیمه تکمیلی اهمیتی دوچندان یافته است. با این حال، اختلاف گاه و بیگاه تامیناجتماعی با شرکت تامینکننده پوشش تکمیلی بازنشستگان باعث شده است رفاه و سلامت این جمعیت چندمیلیون نفری تحتالشعاع قرار بگیرد و آنها را نگران کند.
آیا پدیدهای که پنج قرن پیش برای تحلیل بازار سکه مطرح شد، میتواند ذهن، فرهنگ و سیاست امروز ما را نیز توضیح دهد؟ اگر «پول بد، پول خوب را از گردش خارج میکند»، پس چه بر سر «فکر خوب»، «رفتار خوب» و «اطلاعات خوب» در ساختارهای تصمیمگیری، اجتماعی و اقتصادی میآید؟
مرور مجموعه قوانین، مقررات، مکانیسمها و فرآیندهای عملیاتی بهکارگرفتهشده در بورسهای مختلف در حوزه «کنترل قیمتها» به ما نشان میدهد که بورسها ضمن احترام به آزادی تعیین قیمت انواع اوراق بهادار توسط فعالان بازار سرمایه، به روشهای مختلف و با هدف جلوگیری از تاثیر «اشتباهات سهوی» معاملهگران یا «دستکاری عمدی» قیمتها، تلاش میکنند جریان کشف قیمتها به صورت پیوسته فعال بوده و منصفانه عمل کند.
جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر کشورمان بود که نهتنها تاثیرات امنیتی و نظامی فراوانی به جا گذاشت، بلکه تحولات اجتماعی و روانی گستردهای نیز در پی داشت.
۱۲ روز جنگ میان ایران و اسرائیل، بیش از همیشه خلأهای مربوط به حوزه سیاستگذاری را نمایان کرد؛ اگرچه که میزان همبستگی اجتماعی و تابآوری سیستم اقتصادی کشور، سبب تفاخر و شگفتی شد اما به نظر میرسد همچنان هم خلأهایی در بخش قوانین و مقررات وجود دارد که سبب میشود واحدهای اقتصادی در زمان بحرانها با مشکل مواجه شوند. از سوی دیگر، فقدان وجود قوانینی که در بحبوحه بحرانها دستورالعملهای جدید برای بازارهای گوناگون و بنگاههای اقتصادی تعریف کند، یکی از معضلات جدی است که فعالیت در زمان بحران را سختتر هم کرد.
بیتردید جنگ تحمیلی ۱۲روزه که با حملات موشکی، حملات سایبری، و اختلال در زیرساختها همراه بود، خسارتهای اقتصادی سنگینی بهویژه در بخشهای تولیدی و صنعتی کشور وارد کرد. از کارخانههای کوچک در حاشیه شهرها تا واحدهای بزرگتر در مناطق کلیدی، همگی به درجات مختلفی از آسیب دچار شدند؛ آسیبهایی که نهفقط به تجهیزات فیزیکی بلکه به زنجیره تامین، جریان نقدینگی، و اعتبار تجاری بنگاهها نیز ضربه زدهاند. در چنین شرایطی، مسیر بازسازی کشور و بازگرداندن ظرفیتهای اقتصادی به مدار بهرهوری، بدون بهرهگیری گسترده از تسهیلات مالی و اعتبارات بانکی بسیار دشوار است.
اعتبارسنجی عبارت است از بررسی سوابق مالی و رفتاری افراد یا شرکتها برای پیشبینی اینکه آیا در آینده به تعهدات مالی خود پایبند خواهند بود یا خیر. این سازوکار از قرن نوزدهم در دنیا آغاز شد و حالا بیش از ۱۹۰ کشور به شکلی گسترده از آن استفاده میکنند.
امتیاز اعتباری عددی است که احتمال آماری عدمپایبندی شخص به تعهدات و میزان انضباط مالی را (بر اساس سوابق رفتاری شخص در ارتباط با تعهداتش) مشخص کرده و میزان ریسک اعتباری وی را بر اساس رفتار گذشتهاش پیشبینی میکند.
در عصر دادهمحور امروز، هوش مصنوعی بهعنوان عامل تحولآفرین در اعتبارسنجی و مدیریت ریسک شناخته میشود. این فناوری نهتنها از روشهای سنتی فاصله گرفته، بلکه با بهرهگیری از منابع دادهای جایگزین، روشهای نوین مدلسازی و حتی استفاده از مدلهای زبانی بزرگ (LLMها)، بستری برای تحلیل دقیقتر اعتبار و مدیریت ریسک مالی را برای ارائه دهندگان تسهیلات و خدمات فراهم آورده است. در این میان، استفاده شرکتهای اعتبارسنجی مطرح دنیا از دستیاران اعتباری هوشمند نشان میدهد که آینده این حوزه نه فقط هوشمندتر، بلکه شفافتر، سادهتر و مطمئنتر خواهد بود.
بعد از بازگشایی بازار سرمایه در زمان آتشبس، فعالان و کارشناسان بورس، نگرانیهایی برای تداوم فعالیت در فضای بازار سرمایه داشتند. عمده نگرانی فعالان این بازار ناشی از این نکته بود که احتمالا سهامداران و بهخصوص سهامداران خرد تمایل زیادی به خروج سرمایه خود از این بازار نشان دهند. این نگرانی از آنجا نشات گرفته بود که پیش از این خبرها و روابط سیاسی منجر به قرمزپوش شدن بورس کشور شده بود. بااینحال، هفته گذشته، محمود گودرزی، مدیرعامل سازمان بورس تهران، در مصاحبهای از نهایی شدن نسخه جدید بسته تثبیت بازار خبر داد و اظهار کرد: «تداوم حمایت مستقیم از سهام، بهبود مدیریت سبدها و صندوقها، استفاده از ابزار مشتقهای مانند اوراق تبعی و اختیار معامله و اصلاح برخی مقررات، بخشی از بسته تثبیت و رونق بازار است.»
فارغ از اینکه حمایتها از بازار سهام دقیقا شامل کدام نوع از حمایتها میشود؛ به نظر میرسد مادامی که بازار سهام نتواند چشمانداز روشنی از مساله آتشبس، مذاکرات و آینده سیاسی در کشور در مورد غنیسازی و مسائل دیگر پیش روی خود متصور شود، شرایط این بازار به شرایط باثبات نزدیک نمیشود. این گزاره به این معناست که هنوز هم خریداران سهام در بازار سرمایه در حین فعالیت نگران وضعیت کشور هستند و مدام به آینده فکر میکنند. اینکه دقیقا قرار است چه اتفاقاتی رخ دهد هم به شکل مستقیم بر بازار سرمایه تاثیر میگذارد. در این بخش لازم است یادآوری کنیم که بورسها در دنیا همیشه خریدارانی دارند که در اصطلاح به خریداران چشمانداز آتی نیز معروف هستند.
در مورد بسته حمایتی یا بستههای حمایتی که اعطای آنها مسبوق به سابقه هم هست و همچنین در مورد بازارهای اقتصادی باید چند نکته را مدنظر قرار داد؛ نخست باید ارزش ذاتی بسته را با توجه به روشهای ارزشگذاری متنوع نسبت به شرایط روز سنجید.
کنترل تورم یکی از اصلیترین وظایف هر بانک مرکزی در یک اقتصاد مدرن است. تورم بهمعنای افزایش مداوم و قابلتوجه سطح عمومی قیمتهاست و اگر کنترل نشود، میتواند ثبات اقتصادی و اجتماعی یک کشور را به خطر اندازد. بانک مرکزی، بهعنوان نهاد ناظر بر سیاستهای پولی، ابزارهای متعددی در اختیار دارد تا از طریق آنها سطح تقاضای کل را تنظیم کرده و مانع از افزایش بیرویه قیمتها شود.
ابتدا، باید درک درستی از وظایف اصلی بانکهای مرکزی داشته باشیم. در ادبیات نظری، نقشهای زیادی را برای بانک مرکزی مشخص میکنند ازجمله: ثبات اقتصادی و پولی، کنترل و ثبات قیمتها، نشر اسکناس و مسکوکات، اعمال سیاست پولی، اعمال نقش به عنوان وامدهنده آخر و... . اینها وظایف مهمی هستند که در بانکهای مرکزی در دنیا دنبال میشوند. در کشور ما سالها قانون پولی و بانکی سال ۱۳۵۱ و قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوب ۱۳۶۲بهعنوان محور فعالیت بانک مرکزی مورد توجه قرار داشت که در آنجا مباحث جدید نظیر مدیریت رمزارزها موضوعیت نداشت. با ابلاغ قانون جدید بانک مرکزی محوریت تصمیمات و وظایف بانک مرکزی به سمتوسوی این قانون تغییر جهت داد.
به طور کلی میتوان هدف اصلی بانکهای مرکزی در دنیا را حفظ ثبات اقتصادکلان دانست که این امر از یک سو از طریق کنترل تورم در محدوده هدف و حفظ اشتغال کامل و از سوی دیگر از طریق حفظ و ارتقای ثبات مالی به دست خواهد آمد و در این مسیر بانک مرکزی از ابزارهای مختلفی جهت نیل به اهداف میانی و نهایی خود استفاده میکند. برای مثال در کشورهای بزرگ دنیا، کنترل تورم عمدتا از طریق هدفگذاری تورم انجام شده و برای این کار از ابزار نرخ بهره استفاده میشود؛ به این صورت که در صورت بالاتر بودن نرخ تورم از هدف، نرخ بهره افزایش پیدا کرده و در صورت کاهش تورم به سمت هدف، متناسب با آن نرخ بهره نیز کمتر میشود. هرچند در این زمینه وضعیت رشد اقتصادی نیز مد نظر قرار میگیرد و لذا بانک مرکزی با یک ماموریت دوگانه (Dual Mandate) مواجه است، بااینحال این قضیه مربوط به وضعیت رشد اقتصادی بالقوه است نه اینکه اقتصاد از طریق سیاستهای انبساطی رشد اسمی را تجربه کند.
گفته میشود که فناوری راهکار علاجبخش مشکلات امروز جهان است و همیشه این امید وجود داشته است که ابتکارهای فناورانه ناجی بشریت باشند. اما عموما هنگام سخن گفتن از فناوری، ابزارهای دیجیتالی که توسط عموم مردم استفاده میشوند به ذهن متبادر میشوند. این در حالی است که دولتها همواره از بزرگترین مشتریان و کارفرمایان فناوریها، بهویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات بهعنوان یکی از فناوریهای پیشرو بودهاند.
فناوریهای تنظیمگری (RegTech) بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای نوین در حوزه نظارت و تنظیم مقررات، در سالهای اخیر توجه بسیاری از کشورهای جهان را به خود جلب کرده است. رگتک در حوزههای مختلف کاربردهای گستردهای دارد و از ترکیب فناوریهای پیشرفته مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، بلاکچین و تحلیل دادههای بزرگ برای سادهسازی و کارآمدسازی فرآیندهای نظارتی استفاده میکند. این فناوریها نهتنها هزینههای مرتبط با انطباق با مقررات (Compliance) را کاهش میدهند، بلکه دقت و سرعت نظارت را نیز بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند.
عدالت، نه صرفا یک فضیلت اخلاقی، بلکه بنیان نظری و عملی هر نظم تنظیمگرانه پایدار است. تنظیمگری، آنگاه معنا و اعتبار مییابد که قواعد و فرآیندهای آن برای همه بازیگران، قابل پیشبینی، بیطرف و منصفانه باشد. در فقدان این خصیصه، کارآمدترین و منسجمترین قوانین نیز در معرض فرسایش مشروعیت قرار میگیرند. آنچه در تجربه تنظیمگری اهمیت مییابد، نه فقط متن مقررات، بلکه چگونگی تفسیر، اجرا و اعمال آن است. آیا شیوههای نظارت عاری از تبعیضاند؟ آیا امکان اعتراض وجود دارد؟ آیا تفاوتی میان برخورد با بازیگران کوچک و بزرگ نیست؟ پاسخ منفی به این پرسشها، نه فقط بیعدالتی، که نوعی بیاعتمادی نهادینهشده نسبت به نظم تنظیمگرانه را پدید میآورد.
جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل، بهخوبی اثر خود را بر کسبوکارها و افراد شاغل در آنها نمایان کرد. در زمان جنگ و بعد از آتشبس برخی از کسبوکارها برای ادامه حیات، ناچار به تعدیل نیروی انسانی خود شدند. برخی اعلام ورشکستگی کردند و بخش دیگری از آنها نیز فعالیتهای خود را به حالت تعلیق درآوردند. گویا ابهام و نااطمینانی سبب شده پربنیهترین بنگاههای اقتصادی نیز با چالش مواجه شوند، چراکه با توجه به سوءسابقه اسرائیل در نقض آتشبس، تدوین برنامههای میانمدت و طولانیمدت برای بنگاههای اقتصادی دشوار است.
تابآوری (Resilience): توانایی و ظرفیت بازگشتن از دشواری و ترمیم خویش است. تابآوری صرفا امید داشتن نیست، بلکه پذیرش واقعیت پیرامونی (همانگونه که هست نه آنطور که میخواهیم) و اقدام آگاهانه برپایه آن است.
همهگیری کرونا، جنگهای منطقهای، بحران انرژی و تغییرات اقلیمی، بیثباتی را در جهان امروز به یک قاعده بدل کرده است. پرسشی کلیدی که در ادبیات اقتصاد صنعتی امروز مطرح میشود، این است که اکوسیستم صنعتی تا چه اندازه در برابر شوکهای بیرونی تابآور است؟ آیا اختلال در زنجیره تامین، جابهجایی یک تامینکننده کلیدی یا تغییر ناگهانی در فناوری یا مقررات زیستمحیطی میتواند کل ساختار یک صنعت را دچار اختلال کند؟ و در نهایت صنعت پس از تحمل شوک میتواند مسیر خود را بازتنظیم کند و به روند گذشته بازگردد؟