اقتصاد دریا؛ چرا بدون هنر به بلوغ نمی‌رسد؟

علی اقبال- بوشهر:اقتصاد دریا‌محور در سال‌های اخیر به یکی از گزینه‌های جدی سیاست‌گذاری برای تنوع‌بخشی به اقتصاد ایران و کاهش وابستگی به منابع سنتی تبدیل شده است. ظرفیت‌های گسترده‌ای در حوزه شیلات، گردشگری دریایی، صنایع فراساحلی، کشتی‌سازی و حمل‌ونقل وجود دارد که می‌تواند سهم دریا را در تولید ناخالص داخلی افزایش دهد. با این حال، آنچه در نشست‌های تخصصی همایش و نمایشگاه صنایع دریایی و دریانوردی ایران مورد تأکید قرار گرفت، این بود که توسعه دریامحور بدون پیوست فرهنگی و هنری، نه‌تنها پایدار نخواهد بود، بلکه با ریسک‌های اجتماعی و کاهش اثربخشی اقتصادی نیز همراه می‌شود.

فرهنگ؛ زیرساخت نرم اقتصاد دریا

در تحلیل‌های ارائه‌شده، فرهنگ دریایی به‌عنوان یک «زیرساخت نرم» معرفی شد؛ زیرساختی که نبود آن، حتی سرمایه‌گذاری‌های سنگین صنعتی را با چالش مواجه می‌کند. تجربه‌های داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد پروژه‌هایی که فاقد پذیرش اجتماعی هستند، هزینه‌های پنهان بالاتری دارند و در بلندمدت بازده اقتصادی کمتری ایجاد می‌کنند. از این منظر، فرهنگ و هنر نه هزینه اضافی، بلکه ابزاری برای کاهش ریسک و افزایش بازده سرمایه‌گذاری در اقتصاد دریا تلقی می‌شوند.

اقتصاد هنر؛ حلقه تکمیل‌کننده زنجیره ارزش

در پنل «تعامل اقتصاد هنر و اقتصاد دریا‌محور» تأکید شد که اقتصاد هنر می‌تواند نقش مکمل در زنجیره ارزش اقتصاد دریا ایفا کند. هنر با خلق روایت، هویت و تجربه، به فضاهای ساحلی و دریایی ارزش افزوده می‌بخشد؛ ارزشی که مستقیماً در رشد گردشگری، افزایش ماندگاری سرمایه و ایجاد اشتغال محلی قابل مشاهده است.

به بیان دیگر، دریا زمانی به دارایی اقتصادی تبدیل می‌شود که بتوان آن را «روایت‌پذیر» کرد. از تولید آثار نمایشی و تصویری گرفته تا موسیقی، هنرهای تجسمی و فستیوال‌های فرهنگی، همگی ابزارهایی هستند که می‌توانند مزیت نسبی مناطق ساحلی را به مزیت رقابتی تبدیل کنند.

از خام‌فروشی منظره تا تولید معنا

یکی از نقدهای مطرح‌شده در گفت‌وگوهای مسئولان با ایرنا، محدود شدن نگاه به دریا در سطح نمایش زیبایی‌های طبیعی بود؛ رویکردی که از آن به «خام‌فروشی منظره» تعبیر شد. در این نگاه، دریا صرفاً پس‌زمینه‌ای زیباست، نه منبع خلق ارزش اقتصادی پایدار. اقتصاد هنر می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد و با تولید معنا، تجربه و برند فرهنگی، دریا را وارد چرخه‌ای مولد کند.

نمونه‌هایی مانند اجرای تئاتر در لنج‌ها، طراحی فستیوال‌های هنری ساحلی یا استفاده از ظرفیت سریال‌ها و تولیدات تصویری برای نمایش زندگی دریایی، مصادیقی هستند که می‌توانند همزمان تقاضای گردشگری و توجه سرمایه‌گذاران را تحریک کنند.

بوشهر؛ مزیت هم‌زمان فرهنگی و اقتصادی

برگزاری این مباحث در استان بوشهر، از منظر اقتصادی نیز قابل توجه است. بوشهر هم‌زمان دارای پیشینه تاریخی در دریانوردی و مزیت‌های فعال در صنایع دریایی است. این هم‌زمانی، امکان هم‌افزایی میان فرهنگ بومی و فعالیت‌های اقتصادی را فراهم می‌کند. تحلیل‌گران معتقدند بوشهر می‌تواند به‌عنوان پایلوت سیاست پیوند اقتصاد هنر و اقتصاد دریا عمل کند و الگوی آن به سایر استان‌های ساحلی تعمیم یابد.

جمع‌بندی

آنچه از مجموع مباحث مطرح‌شده برمی‌آید، این است که اقتصاد دریا‌محور بدون توجه به هنر و فرهنگ، به رشد کمی محدود می‌شود و از دستیابی به توسعه کیفی بازمی‌ماند. پیوند اقتصاد هنر با اقتصاد دریا نه‌تنها به خلق ارزش افزوده مادی کمک می‌کند، بلکه با تقویت سرمایه اجتماعی، پایداری سرمایه‌گذاری‌ها را افزایش می‌دهد. در شرایطی که اقتصاد ایران نیازمند مسیرهای جدید رشد است، بازتعریف دریا به‌عنوان یک دارایی فرهنگی–اقتصادی می‌تواند یکی از گزینه‌های کم‌هزینه و پربازده پیش‌رو باشد.