توجه به کارکنان، سودآور است
شرکت مشاوره مدیریت مککینزی در سال ۲۰۲۳گزارشی با عنوان «عملکرد از طریق افراد» منتشر کرد. برای تهیه این گزارش، ۱۸۰۰ شرکت بزرگ از تمام حوزههای اقتصادی در ۱۵ کشور بررسی شده بودند. مشخص شد شرکتهایی که تمرکزی دقیق بر وضعیت مالی خود داشتند و همزمان بر توسعه سرمایه انسانی تاکید میکردند، عملکردی بسیار بهتر و پایدارتر از دیگر همتایان خود رقم زده بودند. این شرکتها عمر طولانیتری میکردند و در بلندمدت وضعیت سود و زیان به نفع آنها رقم میخورد.
اهمیت دادن به افراد، به شیوهای خاص نتیجه میدهد. شرکتهایی که در پژوهش مککینزی عملکرد بالایی داشتند و همزمان به مسائل مالی و توسعه انسانی توجه میکردند، ۵ درصد فرسودگی شغلی و نرخ استعفای کمتری نسبت به شرکتهایی با تمرکز محض بر عملکرد مالی متحمل شده بودند. شرکتهایی که فقط نتیجهمحور بودند، نه تنها کارکنانشان بیشتر استعفا میدادند، بلکه خودشان هم به دفعات بیشتری اقدام به اخراج و تعدیل کارکنان میکردند.
شرکتهایی مانند خردهفروشی کاستکو، گوگل و شرکت پوشاک و تجهیزات طبیعتگردی پاتاگونیا از زمره شرکتهایی با بهترین عملکرد مالی بودند. همه آنها به جز ارائه حقوق و مزایای خوب، اهمیتی واقعی به کارکنان میدانند که ناشی از درک این موضوع بود که موفقیت هر شرکت، برآمده از موفقیت کارکنان آن است.
شرکت کاستکو به دستمزدها و مزایای سخاوتمندانه و همچنین محیط کاری حمایتگر معروف است که منجر به پایینترین سطوح فرسودگی شغلی و نرخ بالای رضایت کارکنان شده است. گوگل سالهاست که وعدههای غذایی رایگان، باشگاههای ورزشی در محل کار و سایر مزایا و امکاناتی برای کارکنانش فراهم میکند تا آنها بتوانند شاد و سالم باشند. پاتاگونیا ساعات کاری انعطافپذیر، مهدکودک داخلی و سیاست مرخصیهای سخاوتمندانه دارد. براساس پژوهش موسوم به «مکانهای عالی برای کار» (Great Places to Work)، ۹۱درصد کارکنان پاتاگونیا میگویند که شرکت آنها مکانی عالی برای کار کردن است. این رقم برای کارکنان شرکتهای معمولی ایالات متحده فقط ۵۷ درصد است.
هر چند فراهم کردن امکانات، مزایا و حقوق خوب، برای رضایت و افزایش مشارکتجویی کارکنان لازم است، اما در ایجاد یک محیط کار همدل و پرانرژی کافی نیست. رهبران سازمانی باید به نگرانیها، نیازها و استیصال کارکنان خود گوش دهند و راههایی برای برطرف کردن آن دغدغهها بیابند. آنها باید در هر زمان ممکن، کارکنان خود را بهتر بشناسند و هر چه در منطق میگنجد، برای بهبود کار و زندگی آنها فراهم کنند.
این کار گاهی فقط دادن اندکی استراحت و مرخصی در هنگام مواجه شدن یکی از کارکنان یا اعضای خانوادهشان با مشکلات سلامتی است، یا پیدا کردن راههایی برای کاهش تنشها و تعارضها در محیط کار، از جمله اختلاف با مدیران و سرپرستان (که رفتار آنها به طور مستقیم بر بهرهوری و سلامت روانی دیگران اثر میگذارد). همدلی در سازمان به معنای آن است که کارکنان مانند اعضای خانواده خود پنداشته شوند و مشکلات آنها تا حد امکان کاهش یابد تا قادر به تمرکز کامل بر کار باشند.
این کار برای افراد دشوار و زمانبر است؛ بهویژه برای مدیران عاملی که مسوولیتها و مشغلههای بیپایانی دارند. با این حال، پژوهشها نشان میدهند چنین تلاشهایی به طور مستقیم بر سودآوری شرکتها اثر میگذارند. جدیدترین پژوهش شاخص سلامت سازمانی (Organizational Health Index) مککینزی، وضعیت فرسودگی شغلی کارکنان و سلامت کلی شرکتها را بررسی کرده است. این پژوهش که با نظرسنجی از کارکنان و مدیران شرکتهای مختلف انجام شده، نشان میدهد شرکتهای چارک پایین سلامت، ۶۸ درصد فرسودگی شغلی داشتند ولی این رقم برای چارک بالا فقط ۲۵ درصد بوده است.
۲۵درصد فرسودگی شغلی کارکنان همچنان رقم بالایی است اما به حد کافی پایین است تا بتواند یک مزیت عملکردی به شرکتها بدهد. در حقیقت، شرکتهای چارک بالا در یک بازه زمانی ۵ ساله توانستهاند نسبت به چارکهای میانی، سهبرابر بازگشت سرمایه بیشتری برای سهامداران خود حاصل کنند. فرسودگی شغلی نشانه آن است که به جنبههای انسانی محیط کار توجه نمیشود و کارکنان نیازهایشان برطرف نمیشود. زمانی که یک شرکت از فرسودگی شغلی رنج میبرد، ناگزیر کارکنان آن نمیتوانند به بهترین سطوح عملکردی خود برسند.
علاوه بر آن، گزارش عملکرد از طریق افراد مککینزی پیبرده است شرکتهایی که با تاکید همزمان بر جنبههای مالی و انسانی کار، عملکردی بهتری از همتایان خود ثبت کردهاند، میدانند که مدیران و سرپرستان نقشی چشمگیر در میزان رضایت شغلی کارکنان (و در نتیجه بهروزی و شادکامی آنها) دارند. متاسفانه سهچهارم شرکتکنندگان در نظرسنجی این پژوهش گفتهاند که استرسآورترین جنبه شغل آنها، کار کردن با مدیر مستقیمشان است. این موضوع اهمیت سبک کار و رفتار مدیران صفی و میانی و نیاز آنها به آموزشهای مناسب پیش از عهدهدار شدن وظایف را نشان میدهد.
برگرفته از کتاب «مسیر رهبری سازمانی» نوشته جمعی از شرکای ارشد شرکت مشاوره مککینزی