بیداریِ غولِ کاراکاس؛
تحلیل شوکِ عرضه پس از سقوط مادورو؛ آیا «بزرگترین ذخایر جهان» قیمت نفت را به زیر ۴۰ دلار میکشد؟
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ بازار جهانی انرژی در ژانویه ۲۰۲۶ با رویدادی مواجه شد که پتانسیل بازتعریف معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی نیمکره غربی را برای دهههای آینده دارد. سقوط دولت نیکلاس مادورو در ونزوئلا، در پی مداخله مستقیم نظامی ایالات متحده و دستگیری وی در سوم ژانویه، نه تنها نقطه پایانی بر دوران "سوسیالیسم قرن بیست و یکم" در این کشور بود، بلکه آغازگر فصلی پرتلاطم در بازار نفت است. این گزارش جامع پژوهشی، با بررسی دقیق دادههای فنی مخازن، وضعیت زیرساختهای فرسوده شرکت نفت دولتی ونزوئلا (PDVSA)، و تحلیل دینامیکهای بازار پالایش در خلیج مکزیک و آسیا، استدلال میکند که اگرچه ونزوئلا دارای بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان (بیش از ۳۰۳ میلیارد بشکه) است، اما بازگشت این بشکهها به بازار با موانع مهندسی، لجستیکی و مالی عظیمی روبروست که مانع از یک "شوک عرضه آنی" میشود. با این حال، همزمانی بازگشت تدریجی ونزوئلا با موج عرضه از سوی برزیل، گایانا و آرژانتین در افق ۲۰۲۶-۲۰۲۷، میتواند ساختار قیمتگذاری نفت را دچار فرسایش بنیادین کرده و سناریوی نفت ۴۰ دلاری را در صورت عدم مدیریت صحیح توسط اوپک پلاس، به واقعیتی محتمل تبدیل کند. این گزارش به تحلیل عمیق برندگان و بازندگان این تحول، از پالایشگاههای پیچیده تگزاس تا تولیدکنندگان نفت ماسهای کانادا و چایسازهای مستقل چین میپردازد.
۱. زلزله در مدار انرژی: کالبدشکافی سقوط ژانویه ۲۰۲۶
در ساعات اولیه سوم ژانویه ۲۰۲۶، جهان با خبر عملیات نظامی گسترده ایالات متحده در ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو بیدار شد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با اعلام اینکه آمریکا کنترل موقت دولت را برای تسهیل گذار به دموکراسی در دست گرفته است، دکترین جدیدی را در سیاست انرژی قاره آمریکا کلید زد. این مداخله که با حملات هوایی دقیق به تأسیسات نظامی و محاصره دریایی کامل همراه بود، صرفاً یک تغییر رژیم سیاسی نیست؛ بلکه تلاشی استراتژیک برای بازپسگیری کنترل بر "هارتلند انرژی" نیمکره غربی از نفوذ چین و روسیه.
تحلیلگران ژئوپلیتیک این اقدام را احیای عملی "دکترین مونرو" میدانند که هدف آن قطع دسترسی رقبای استراتژیک (چین) به منابع حیاتی آمریکای لاتین است. پکن که در دهه گذشته با اعطای وامهای سنگین ۵۰ میلیارد دلاری، نفوذ خود را در کاراکاس تثبیت کرده بود و ونزوئلا را به عنوان یکی از محورهای اصلی "محور متخاصم" (Axis of Aggressors) علیه منافع غرب میدید، اکنون با بزرگترین شکست استراتژیک خود در منطقه روبروست. اعلام ترامپ مبنی بر "بازسازی صنعت نفت ونزوئلا توسط شرکتهای بزرگ آمریکایی" ، سیگنالی روشن به بازارهاست که دوران انزوای نفتی ونزوئلا به پایان رسیده و این کشور قرار است دوباره به حیاط خلوت انرژی ایالات متحده تبدیل شود.
واکنش اولیه بازار نفت به این رویداد، ترکیبی از "ترس از اختلال" و "انتظار مازاد عرضه" بود. در کوتاهمدت، محاصره دریایی ایالات متحده و توقیف تانکرهای حامل نفت ونزوئلا (از جمله تانکرهای مرتبط با ناوگان سایه که به سمت چین در حرکت بودند)، صادرات جاری را مختل کرده است. صادرات ونزوئلا که در اواخر سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۰۰ هزار تا ۱ میلیون بشکه در روز رسیده بود، در پی این حوادث با افتی ۱۵ تا ۲۵ درصدی مواجه شد.
با این حال، بازار آتیها (Futures Market) به سرعت بر روی چشمانداز بلندمدت متمرکز شد. معاملهگران در حال قیمتگذاری بر روی سناریویی هستند که در آن، غولهای نفتی ایالات متحده (شورون، اکسون موبیل، کونوکو فیلیپس) با حمایت سیاسی و امنیتی واشنگتن، سرمایه و تکنولوژی لازم را برای احیای میادین فرسوده ونزوئلا سرازیر میکنند. سوال اصلی این نیست که آیا تولید افزایش مییابد یا خیر، بلکه سوال این است: "چقدر سریع؟" و "با چه هزینهای؟".
۲. آناتومی "غول خفته": واقعیتهای فنی مخازن ونزوئلا
برای درک پتانسیل واقعی عرضه ونزوئلا، باید از لفاظیهای سیاسی عبور کرد و به واقعیتهای سخت زمینشناسی و مهندسی مخازن نگریست. ذخایر ۳۰۳ میلیارد بشکهای ونزوئلا عمدتاً در کمربند نفتی اورینوکو (Orinoco Belt) متمرکز شدهاند که استخراج از آن یکی از پیچیدهترین چالشهای مهندسی نفت در جهان است.
برخلاف نفت سبک و شیرین عربستان سعودی که به راحتی از زمین میجوشد، نفت اورینوکو بیشتر شبیه به "قیر مایع" است.
• مشخصات فیزیکی: نفت خام این منطقه دارای درجه API بین ۶ تا ۱۶ است. ویسکوزیته (گرانروی) این نفت در شرایط مخزن بین ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سنتیپویز (cP) است، که هزاران برابر غلیظتر از آب و صدها برابر غلیظتر از نفت خام متعارف است. این ویژگی باعث میشود که نفت در دمای محیط قابلیت جریانیافتن نداشته باشد (Cold Production در این مخازن نرخ بازیافت بسیار پایینی در حد ۸-۱۲ درصد دارد).
• نیاز به تکنولوژی حرارتی و رقیقسازی: برای استخراج و انتقال این نفت، نیاز به تزریق بخار (برای کاهش ویسکوزیته درون مخزن) و یا تزریق رقیقکنندهها (Diluents) مانند نفتا یا میعانات گازی است. نسبت بخار به نفت (Steam-Oil Ratio) در این مخازن معمولاً بین ۳ تا ۵ بشکه بخار برای هر بشکه نفت است که نیازمند انرژی و زیرساختهای تولید بخار عظیم و پیچیده است.
پاشنه آشیل صنعت نفت ونزوئلا، وابستگی حیاتی به واردات رقیقکنندههاست. نفت خام استخراج شده از اورینوکو برای اینکه بتواند در خطوط لوله جریان یابد و به پایانههای صادراتی برسد، باید با نسبت ۲۰ تا ۴۰ درصد حجمی با نفتا یا میعانات گازی مخلوط شود.
• زنجیره تأمین گسسته: پیش از تحریمها، ونزوئلا نفتا را از ایالات متحده وارد میکرد. پس از تحریمها، این کشور به میعانات گازی ایران و نفتای روسیه وابسته شد. با محاصره دریایی اخیر و توقف ورود محمولههای نفتا، شرکت PDVSA با بحران فوری مواجه شده است. بدون رقیقکننده، نفت در لولهها جامد میشود و تولید باید فوراً متوقف گردد.
• راهکار ایالات متحده: یکی از اولین اقدامات دولت انتقالی تحت حمایت آمریکا، احتمالاً صدور مجوزهای فوری برای صادرات نفتای ایالات متحده به ونزوئلا خواهد بود. این اقدام میتواند گلوگاه تولید را باز کند، اما بازگرداندن چاههایی که به دلیل توقف تولید دچار آسیب شدهاند، زمانبر است.
توقف تولید در چاههای نفت سنگین خطرات بسیار بیشتری نسبت به چاههای نفت سبک دارد.
• آسیب سازند (Formation Damage): وقتی تولید متوقف میشود، سیال درون چاه سرد شده و ویسکوزیته آن به شدت افزایش مییابد. این امر میتواند منجر به رسوب آسفالتین، گیر کردن تجهیزات درونچاهی و ناپایداری دیواره چاه شود.
• هزینههای احیا (Restart Costs): برآورد میشود که احیای ۵۰۰ چاه بسته شده در بلوکهای اورینوکو هزینهای بین ۱۷۵ تا ۵۰۰ میلیون دلار داشته باشد. این تنها هزینه "باز کردن" چاههاست و شامل هزینههای سرمایهای برای توسعه جدید نمیشود. بسیاری از چاهها ممکن است نیاز به حفاری مجدد یا عملیات تعمیراتی سنگین (Workover) داشته باشند که نیازمند دکلهای حفاری است؛ تجهیزاتی که در حال حاضر در ونزوئلا کمیاب هستند.
۳. باستانشناسی صنعتی: وضعیت زیرساختهای فرسوده
زیرساختهای نفتی ونزوئلا پس از سالها عدم سرمایهگذاری، غارت قطعات و سوءمدیریت، در وضعیتی بحرانی قرار دارند. تحلیلگران فنی وضعیت کنونی را نه به عنوان یک "سیستم عملیاتی"، بلکه به عنوان مجموعهای از "قطعات نیازمند نجات" توصیف میکنند.
ونزوئلا دارای چهار مجتمع اصلی ارتقاءدهنده نفت (Upgrader) در منطقه خوزه (Jose Industrial Complex) بود که نفت فوق سنگین اورینوکو را به نفت خام مصنوعی (Synthetic Crude) با ارزش بالاتر (API ۲۲-۳۲) تبدیل میکردند. این مجتمعها که با سرمایهگذاری شرکتهای توتال، استاتاویل، شورون و اکسون ساخته شده بودند، قلب تپنده صادرات ونزوئلا محسوب میشدند.
• وضعیت فعلی: اکثر این واحدها بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ به دلیل نبود قطعات یدکی و نگهداری، از مدار خارج شده یا به واحدهای ساده مخلوطکننده (Blending Facilities) تبدیل شدهاند. بازگرداندن این واحدها به ظرفیت کامل نیازمند تعمیرات اساسی (Major Overhaul)، تعویض ککسوزها (Cokers) و سیستمهای تصفیه گوگرد است. وود مکنزی برآورد میکند که بازسازی کامل این بخش به تنهایی نیازمند ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری طی ۱۰ سال است.
یکی از بحرانیترین مشکلات فعلی، پر بودن مخازن ذخیرهسازی است. دادههای ماهوارهای نشان میدهند که ۹۵ درصد از ظرفیت ۴۵ تا ۵۰ میلیون بشکهای مخازن ذخیرهسازی ونزوئلا پر شده است.
• اثر دومینویی: وقتی مخازن پر هستند و تانکرها به دلیل تحریم یا محاصره نمیتوانند بارگیری کنند، تولیدکنندگان چارهای جز بستن چاهها ندارند. این چرخه معیوب باعث شده که تولید ونزوئلا حتی پیش از مداخله نظامی نیز تحت فشار باشد.
• ترمینالهای دریایی: وضعیت ترمینالهای دریایی نیز وخیم است. لایروبی بنادر انجام نشده و اسکلههای بارگیری دچار خوردگی شدید هستند. گزارشها حاکی از آن است که ترمینال خوزه، با وجود اینکه آسیب فیزیکی مستقیم از حملات هوایی ندیده است، به دلیل مشکلات سایبری و لجستیکی با ظرفیت بسیار پایین کار میکند.
برخلاف شعارهای سیاسی مبنی بر بازگشت سریع به تولید ۳ میلیون بشکه، تحلیلهای فنی وود مکنزی و آژانس بینالمللی انرژی مسیر محتاطانهتری را ترسیم میکنند:
فاز بازه زمانی هدف تولید (بشکه در روز) اقدامات کلیدی و الزامات
تثبیت ۶-۱۲ ماه اول ۱,۰۰۰,۰۰۰ - ۱,۲۰۰,۰۰۰ رفع تحریم، واردات فوری نفتا/کاندنسیت، تعمیرات اضطراری چاهها، تخلیه مخازن پر شده.
احیا سال ۲ تا ۳ ۱,۵۰۰,۰۰۰ - ۲,۰۰۰,۰۰۰ بازگشت IOCها (اکسون، انی، رپسول)، تعمیرات اساسی آپگریدرها، تزریق سرمایه ۵-۸ میلیارد دلاری.
توسعه سال ۵ تا ۱۰ ۲,۵۰۰,۰۰۰ - ۳,۰۰۰,۰۰۰ توسعه میادین جدید، ساخت خطوط لوله جدید، ثبات کامل سیاسی، سرمایهگذاری ۴۰+ میلیارد دلاری.
۴. نکسوس پالایش: جنگ نفت سنگین در دو سوی اقیانوس
بازگشت نفت ونزوئلا بیش از آنکه یک رویداد "حجمی" باشد، یک رویداد "کیفی" است. بازار جهانی نفت همگن نیست و نفت سنگین و ترش ونزوئلا مشتریان خاص خود را دارد. این بازگشت، جریانهای تجاری نفت را در مقیاس جهانی تغییر خواهد داد و برندگان و بازندگان مشخصی در بخش پالایش خواهد داشت.
پالایشگاههای سواحل خلیج مکزیک در ایالات متحده (PADD ۳) پیچیدهترین پالایشگاههای جهان هستند که با سرمایهگذاری میلیاردها دلار در واحدهای کوکینگ (Coking) و هیدروکرکینگ، به طور خاص برای پردازش نفت سنگین و ترش (مانند نفت ونزوئلا، مایا مکزیک و WCS کانادا) طراحی شدهاند.
• تطابق شیمیایی: نفت خام Merey ۱۶ ونزوئلا خوراک ایدهآلی برای این پالایشگاههاست. در غیاب ونزوئلا، این پالایشگاهها مجبور به خرید نفت سنگین کانادا (با هزینه حمل بالا) یا نفت روسیه (پیش از تحریمها) بودند. بازگشت ونزوئلا به معنای کاهش هزینه خوراک و افزایش حاشیه سود (Refining Margins) برای شرکتهایی مانند والرو (Valero)، پیبیاف انرژی (PBF) و اکسون موبیل است.
• مزیت لجستیکی: فاصله دریایی ونزوئلا تا تگزاس/لوئیزیانا تنها ۵ تا ۷ روز است، در حالی که واردات از خاورمیانه ۴۵ روز زمان میبرد. این نزدیکی جغرافیایی هزینههای حمل و سرمایه در گردش پالایشگاهها را به شدت کاهش میدهد.
بزرگترین قربانی بازگشت ونزوئلا، نفت Western Canadian Select (WCS) خواهد بود. نفت کانادا و ونزوئلا رقبای مستقیم در بازار نفت سنگین هستند.
• جابجایی بازار: با ورود نفت ونزوئلا به بازار خلیج مکزیک، تقاضا برای نفت کانادا در این منطقه کاهش مییابد. این امر تولیدکنندگان کانادایی را مجبور میکند تا از طریق خط لوله جدید ترنسمانتین (TMX) نفت خود را به سواحل غربی کانادا برده و به بازارهای آسیایی صادر کنند.
• رقابت قیمتی: افزایش عرضه نفت سنگین باعث کاهش دیفرانسیل قیمت (Heavy-Light Differential) میشود. اگرچه این برای پالایشگاهها خوب است، اما درآمد تولیدکنندگان کانادایی را کاهش میدهد. کانادا مجبور خواهد شد برای رقابت با ونزوئلا در بازارهای جهانی، تخفیفهای بیشتری ارائه دهد.
چین در سالهای اخیر بزرگترین خریدار نفت تحریمی ونزوئلا بوده است. پالایشگاههای مستقل چین (Teapots) در استان شاندونگ، با خرید نفت Merey با تخفیفهای عمیق (گاهی تا ۱۵-۲۰ دلار زیر قیمت برنت)، سودهای کلانی کسب میکردند.
• قطع شریان: با تسلط آمریکا بر منابع ونزوئلا، جریان نفت ارزان به چین قطع خواهد شد. ایالات متحده اجازه نخواهد داد منابع استراتژیکی که کنترل کرده، به رقیب اصلی خود برسد.
• هزینه جایگزینی: پالایشگاههای چینی مجبور خواهند شد نفت سنگین مورد نیاز خود را از بازارهای رسمی (مانند کانادا، عراق یا عربستان) و با قیمتهای جهانی تأمین کنند. این امر حاشیه سود آنها را فشرده کرده و هزینه واردات انرژی چین را افزایش میدهد. دادهها نشان میدهد که چین در ماه اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۵۷۰ هزار بشکه در روز از ونزوئلا وارد کرده بود که حدود ۴٪ کل وارداتش بود؛ جایگزینی این حجم در بازار سفتوسخت نفت سنگین، چالشی جدی خواهد بود.
۵. پرونده پیچیده سیگو (Citgo): تقاطع قانون، بدهی و ژئوپلیتیک
یکی از پیچیدهترین ابعاد بازگشت ونزوئلا، سرنوشت شرکت پالایشی سیگو (Citgo) است. سیگو که شرکت تابعه PDVSA در ایالات متحده است، دارای سه پالایشگاه استراتژیک در لیک چارلز، کورپوس کریستی و لمونت با ظرفیت مجموع ۷۶۹,۰۰۰ بشکه در روز است. این شرکت سالهاست که درگیر پروندههای حقوقی ناشی از بدهیهای دولت ونزوئلا و مصادره اموال شرکتهای خارجی (مانند کریستالکس و کونوکو فیلیپس) است.
در یک تحول دراماتیک حقوقی، دادگاه فدرال دلاور در اواخر سال ۲۰۲۵ فروش سهام شرکت مادر سیگو (PDV Holding) را به شرکت Amber Energy (وابسته به صندوق سرمایهگذاری Elliott Management) به مبلغ ۵.۹ میلیارد دلار تایید کرد.
• تضاد منافع: این فروش با مخالفت شدید دولت مادورو و حتی برخی چهرههای اپوزیسیون روبرو شد که آن را "غارت اموال ملی" میدانستند. اکنون با روی کار آمدن دولت تحت حمایت آمریکا، وضعیت حقوقی این فروش پیچیدهتر میشود. آیا دولت ترامپ اجازه خواهد داد که "جواهر تاج" صنعت نفت ونزوئلا توسط یک صندوق کرکس (Vulture Fund) تصاحب شود، یا با مداخله اجرایی (از طریق OFAC) سعی در حفظ آن به عنوان ابزاری برای بازسازی اقتصاد ونزوئلا خواهد کرد؟
• اهمیت استراتژیک: مالکیت سیگو برای ونزوئلا حیاتی است زیرا این پالایشگاهها مشتری تضمینشده نفت سنگین ونزوئلا هستند. از دست دادن سیگو به معنای از دست دادن ادغام عمودی (Vertical Integration) و آسیبپذیری بیشتر در بازاریابی نفت خام است. اگر Amber Energy مالکیت را حفظ کند، احتمالاً بر کارایی و سودآوری تمرکز خواهد کرد و ممکن است الزامی به خرید نفت ونزوئلا نداشته باشد مگر اینکه شرایط تجاری دیکته کند.
۶. موج عرضه جهانی و کابوس اوپک پلاس
بازگشت ونزوئلا در خلأ رخ نمیدهد. بازار نفت در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ با پدیدهای مواجه است که گلدمن ساکس آن را "موج عرضه" (Supply Wave) مینامد. همزمانی بازگشت ونزوئلا با افزایش تولید کشورهای غیر اوپک، طوفانی کامل برای قیمتها ایجاد میکند.
علاوه بر ونزوئلا، سه کشور دیگر در آمریکای جنوبی در حال تزریق حجم عظیمی از نفت به بازار هستند:
• برزیل: تولید برزیل با بهرهبرداری از شناورهای FPSO جدید در میادین فراساحلی "پیشنمکی" (Pre-salt) نظیر Bacalhau و Buzios، در حال عبور از مرز ۴ میلیون بشکه در روز است. برآورد میشود برزیل در سال ۲۰۲۶ حدود ۴۰۰ هزار بشکه به تولید خود بیافزاید.
• گایانا: همسایه شرقی ونزوئلا، به رهبری کنسرسیوم اکسون موبیل، سریعترین رشد تولید نفت در جهان را تجربه میکند. با عملیاتی شدن پروژه Yellowtail و در ادامه Uaru، تولید گایانا از ۷۵۰ هزار بشکه در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۷ خواهد رسید.
• آرژانتین: تولید شیل اویل از سازند Vaca Muerta به سرعت در حال رشد است و پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۶ به ۸۱۰ هزار بشکه در روز برسد.

اوپک پلاس با چالشی وجودی روبروست. بازگشت ونزوئلا (که از سیستم سهمیهبندی معاف بود) به عنوان یک تولیدکننده عمده تحت نفوذ آمریکا، توازن قوا را در این کارتل به هم میزند.
• تنش داخلی: عربستان سعودی و امارات متحده عربی پیش از این نیز بر سر سهمیهبندی و جنگ یمن دچار اختلاف شده بودند. اکنون، اگر ونزوئلا بخواهد تولید خود را به ۲ یا ۳ میلیون بشکه برساند، اوپک باید تصمیم بگیرد: آیا این حجم را در خود جا میدهد (با کاهش تولید سایر اعضا) یا اجازه سقوط قیمت را میدهد؟
• نقش روسیه: روسیه که تحت تحریمهای غرب است، توانایی کاهش بیشتر تولید را ندارد. بازگشت ونزوئلا به مدار غرب، نفوذ مسکو در کاراکاس را از بین برده و روسیه را در بازار نفت تنهاتر میکند.
• خطر جنگ قیمت: اگر اوپک پلاس نتواند انضباط را حفظ کند، سناریوی سال ۲۰۲۰ (جنگ قیمت عربستان و روسیه) تکرار خواهد شد. در این سناریو، عربستان شیرهای نفت را باز میکند تا با کاهش قیمت، رقبای پرهزینه (شیل آمریکا و شاید پروژههای گرانقیمت برزیل) را از میدان به در کند. اما این بار، قربانی اصلی اقتصادهای ضعیف نفتی خواهند بود.
۷. سناریوهای قیمت و چشمانداز اقتصادی
آیا قیمت نفت به زیر ۴۰ دلار سقوط خواهد کرد؟ پاسخ به تعامل سه متغیر بستگی دارد: سرعت بازگشت ونزوئلا، واکنش اوپک پلاس، و وضعیت تقاضای جهانی (رکود یا رونق).
۷.۱. سناریوی پایه: فرسایش تدریجی (۵۵ - ۶۵ دلار)
در این سناریو، بازگشت ونزوئلا به دلیل مشکلات فنی کند پیش میرود (افزایش ۳۰۰-۵۰۰ هزار بشکه در سال اول). اوپک پلاس وحدت شکننده خود را حفظ میکند و تقاضای جهانی رشد متوسطی دارد. قیمتها تحت فشار نزولی هستند اما سقوط نمیکنند. بازار با "مازاد مدیریت شده" روبرو خواهد بود.
۷.۲. سناریوی خرسی (Bearish): سقوط به اعماق (۳۵ - ۴۵ دلار)
این سناریوی "طوفان کامل" است:
1. بازگشت سریع: دولت جدید ونزوئلا با کمک اضطراری آمریکا و لغو کامل تحریمها، تولید را سریعتر از انتظار (۱ میلیون بشکه اضافه در ۱۸ ماه) افزایش میدهد.
2. شکست اوپک: عربستان و امارات حاضر به واگذاری سهم بازار نمیشوند و تولید را افزایش میدهند.
3. رکود تقاضا: اقتصاد چین و آمریکا وارد رکود شده و تقاضا کاهش مییابد.
در این حالت، قیمت نفت برنت میتواند به زیر ۴۰ دلار سقوط کند. این سطح قیمتی برای بسیاری از تولیدکنندگان شیل و پروژههای آبهای عمیق زیانده خواهد بود، اما برای اقتصاد جهانی (کاهش تورم) و پالایشگاهها (کاهش هزینه) خبری خوش است.
۷.۳. سناریوی گاوی (Bullish): اختلال و آشوب (۷۵+ دلار)
اگر مقاومت نیروهای وفادار به مادورو منجر به جنگ چریکی و خرابکاری در خطوط لوله و تأسیسات نفتی شود، یا تنشها در خاورمیانه به اوج برسد، "ترس از کمبود" جایگزین "ترس از مازاد" میشود. در این حالت، ونزوئلا نه تنها نفت بیشتری صادر نمیکند، بلکه صادرات فعلی نیز قطع میشود.
۸. نتیجهگیری: طلوعی دشوار برای غول نفتی
بازگشت ونزوئلا به مدار انرژی جهان، فرآیندی پیچیده، پرهزینه و زمانبر است که با یک "کلید برق" روشن نمیشود. تحلیلها نشان میدهد که موانع فیزیکی (ویسکوزیته نفت، خرابی زیرساختها، کمبود رقیقکننده) مانع از آن میشوند که ونزوئلا در سال ۲۰۲۶ به تنهایی بازار را غرق کند. با این حال، اهمیت این رویداد در "تغییر جهت" بازار است.
نفت ونزوئلا دیگر ابزار ژئوپلیتیک چین و روسیه نخواهد بود، بلکه به عنوان لنگرگاهی برای امنیت انرژی نیمکره غربی و سوختی برای ماشین پالایشی ایالات متحده عمل خواهد کرد. ترکیب این بازگشت با خیزش تولید در برزیل و گایانا، به معنای آن است که قدرت قیمتگذاری اوپک در دهه پیشرو به شدت به چالش کشیده خواهد شد. اگرچه سقوط به زیر ۴۰ دلار در کوتاهمدت نیازمند همزمانی چندین عامل منفی است، اما دوران "نفت گران" احتمالاً به پایان رسیده و جهان باید خود را برای عصر جدیدی از "فراوانی نفت در قاره آمریکا" آماده کند؛ عصری که در آن کاراکاس، جرجتاون و برازیلیا، به اندازه ریاض و مسکو در تعیین قیمت سوخت جهان نقش خواهند داشت.
امیررضا اعطاسی، کارشناس ارشد مدیریت ساخت