از مقاومت تا پذیرش تدریجی
این نشان میدهد که ماهیت کریپتوکارنسیها بهگونهای بوده که ابتدا شکل گرفتهاند و سپس بهتدریج مسیر مقرراتگذاری برای آنها آغاز شده است، نه اینکه از ابتدا همهچیز قانونمند و چارچوبدار باشد. در داخل کشور نیز واقعیتهای مشابهی وجود دارد. امروز تعداد قابلتوجهی صرافی رمزارز در کشور فعال هستند و بخش مهمی از فعالیت آنها بر بستر نظام بانکی انجام میشود. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که رگولاتور بهطور ضمنی این ابزارها را تا حدی پذیرفته است، چراکه عملا امکان نادیده گرفتن یا حذف کامل آنها وجود ندارد. البته طبیعی است که برای این حوزه باید قوانین و مقررات مشخصی تدوین شود و در این مسیر، در کنار بانک مرکزی، سازمان بورس و اوراق بهادار نیز نقش مهمی خواهد داشت. تفکیکی که میان «رمزپول» و «رمزدارایی» انجام شده و متولی رمزپولها را بانک مرکزی و متولی رمزداراییها را بازار سرمایه میداند، از همینجا اهمیت پیدا میکند. به نظر من، برای راهاندازی ابزارهایی مانند صندوقهای رمزارزی، ناگزیر به استفاده از ظرفیتها و ابزارهای بازار سرمایه هستیم و این یک نکته کلیدی است.
اگر به روند تاریخی داخل کشور نگاه کنیم، میبینیم که در ابتدای سال ۱۳۹۷بانک مرکزی با مصوبهای عملا رمزارزها را غیرقابل پذیرش دانست و حتی در مقطعی آنها را تخلف یا جرم تلقی کرد، اما چند ماه بعد این رویکرد تغییر کرد و رمزارزها بهنوعی پذیرفته شدند. به نظر من، ما در حال طی کردن یک مسیر حقوقی و قانونی تدریجی هستیم. هرچند عواملی مانند تحریمها این مسیر را نسبت به بسیاری از کشورها دشوارتر کرده، اما در نهایت چارهای جز طی شدن این مسیر وجود ندارد. رمزداراییها باید وارد نهادهای رسمی بازار سرمایه شوند تا سرمایهگذاری در این حوزه قانونمندتر شود. البته باید پذیرفت که استانداردهای بازار جهانی ممکن است با استانداردهای ما متفاوت باشد و ذات این بازارها نیز ویژگیهایی دارد که با بازار سرمایه سنتی فرق میکند؛ نبود دامنه نوسان و سازوکارهای کنترلی مشابه بورس و سرمایهگذاران این بازار از جمله این تفاوتهاست، سرمایهگذاران بازار رمزارز عمدتا جوانها و نوجوانهایی هستند که بیشتر به ریسک کردن علاقهمندند. اینها واقعیتهایی هستند که رگولاتورها ناگزیر از پذیرش آنها هستند.
در مجموع، مسیری که چه در ایران و چه در بسیاری از کشورهای دیگر طی شده، تقریبا مشابه بوده است. ابتدا مقاومت، سپس پذیرش نسبی، بعد نادیده گرفتن، و در مقاطعی سختگیری، و در نهایت رسیدن به این جمعبندی که رمزارزها، رمزداراییها و رمزپولها بخشی از ماهیت جدید اقتصاد جهانی هستند. امروز نهادهای بزرگ سرمایهگذاری دنیا در این حوزه فعالاند و در داخل کشور نیز سازمان بورس و بانک مرکزی در حال تدوین دستورالعملها هستند و حتی تفکیک وظایف میان آنها انجام شده است. به نظر من، این مسیر باید با سرعت بیشتری طی شود. مهمترین نکته هم این است که بپذیریم نوع سرمایهگذاران در بازار رمزارزها و رمزداراییها با بازارهای سنتی متفاوت است و مقرراتگذاری نیز باید با درک همین تفاوتها انجام شود.
* کارشناس بازار سرمایه