پرونده باز هیرکانی

با این حال، تجربه نشان می‌دهد که پس از فروکش‌کردن تب‌وتاب رسانه‌ای اولیه، موضوع جبران خسارت‌ها، ارزیابی اقدامات پس از حادثه و پیشگیری بلندمدت به‌تدریج از دستور کار افکار عمومی و حتی برخی نهادهای مسوول خارج می‌شود. این یادداشت پژوهشی با هدف تغییر این رویه، تلاش دارد به‌صورت تحلیلی به سه محور اصلی؛ میزان و ماهیت خسارت‌ها، اقدامات دولت پس از وقوع آتش‌سوزی و راهبردهای علمی و اجتماعی برای جلوگیری از تکرار این حوادث بپردازد.

آتش‌سوزی جنگل؛ پدیده‌ای فراتر از فصل‌ها

برخلاف تصور عمومی، آتش‌سوزی جنگل‌ها محدود به فصل گرما نیست. در فصل سرما نیز، به‌ویژه در جنگل‌های هیرکانی، به‌دلیل انباشت لایه‌های ضخیم پوشش گیاهی خشک، برگ‌ریزه‌ها و بقایای آلی روی زمین، احتمال وقوع آتش‌سوزی بالاست. این مواد به‌سرعت با یک جرقه کوچک مشتعل می‌شوند و بادهای سرد زمستانی می‌توانند آتش را در سطح وسیعی گسترش دهند. بخش قابل‌توجهی از این آتش‌سوزی‌ها منشأ انسان‌ساز دارند. روشن‌کردن آتش برای گرم‌شدن توسط گردشگران یا حتی بومیان منطقه، خاموش‌نکردن کامل آتش، رهاسازی زغال نیم‌سوز، انداختن ته‌سیگار روشن و سوزاندن بقایای کشاورزی در حاشیه جنگل‌ها از جمله اقداماتی است که هر کدام می‌تواند فاجعه‌ای بیافریند.

 برآورد خسارت‌ها

خسارت آتش‌سوزی صرفا به از بین رفتن تعدادی درخت محدود نمی‌شود. تخریب پوشش گیاهی، نابودی زیستگاه‌های جانوری، کاهش تنوع زیستی، فرسایش خاک، افزایش رواناب و سیلاب‌های بعدی، و اختلال در چرخه آب از پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم این حوادث است. در جنگل‌های هیرکانی، که نقش مهمی در تنظیم اقلیم محلی و ذخیره آب دارند، این خسارت‌ها می‌توانند اثرات بلندمدت و حتی غیرقابل بازگشت داشته باشند. بنابراین، هر پرونده آتش‌سوزی باید با رویکردی جامع و مبتنی بر ارزیابی‌های اکولوژیک، هیدرولوژیک و اجتماعی بررسی شود.

عوامل زمینه‌ساز آتش‌سوزی

یکی از مهم‌ترین عوامل تشدیدکننده آتش‌سوزی‌های اخیر، تغییر اقلیم و پیامدهای آن است. جابه‌جایی فصل‌ها، کاهش بارش، افزایش دوره‌های خشکسالی و خشک‌شدن زمین باعث شده رطوبت خاک و پوشش گیاهی به‌شدت کاهش یابد. از منظر هیدرولوژیک، اگر یک ستون خاک را در نظر بگیریم، نفوذ آب در شکل‌های مختلف بارش، عمدتا به‌صورت زیرسطحی اتفاق می‌افتد و تنها در صورت نفوذ عمقی بارش‌ها به لایه‌های آبدار، آبخوان‌ها تغذیه می‌شوند. اما در شرایطی که کشور عملا وارد حدود شش سال خشکسالی متوالی شده، آبخوان‌ها دچار افت جدی شده‌اند. بارندگی‌های محدود اخیر عمدتا فقط لایه‌های زیرسطحی خاک را مرطوب می‌کند و عملا برگاب، برف‌آب و رطوبتی که باید روی پوشش گیاهی و درختان باقی بماند به چرخه آب بازنمی‌گردد یا به‌شدت کاهش یافته است. حتی ساق‌آب، یا جریان رطوبتی که از طریق گیاهان به تغذیه خاک زیر پوشش گیاهی کمک می‌کند، در بسیاری از مواقع وجود ندارد. این شرایط، جنگل را به انبار سوختی آماده برای آتش تبدیل می‌کند.

اقدامات دولت پس از حادثه

پس از هر آتش‌سوزی، معمولا اقداماتی مانند اطفای حریق، برآورد اولیه خسارت و گاه کاشت نهال انجام می‌شود. اما تجربه نشان می‌دهد که این اقدامات اغلب مقطعی و کوتاه‌مدت هستند. بازسازی واقعی جنگل نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، پایش مستمر، احیای طبیعی با حداقل مداخله، کنترل چرای دام، مدیریت گردشگری و تامین بودجه پایدار است. همچنین هماهنگی بین دستگاه‌های مسوول در حوزه منابع طبیعی، محیط زیست، مدیریت بحران و آموزش عمومی، نقشی کلیدی در موفقیت این اقدامات دارد.

نقش انسان و مسوولیت اجتماعی

واقعیت آن است که بخش بزرگی از آتش‌سوزی‌ها با تغییر رفتار انسان قابل پیشگیری است. خاموش‌کردن کامل آتش، خودداری از روشن‌کردن آتش در روزهای بادخیز، جلوگیری از سوزاندن زباله و بقایای کشاورزی، و اطلاع‌رسانی سریع در صورت مشاهده دود یا شعله‌های کوچک، اقدامات ساده اما حیاتی هستند. باید به این نکته توجه داشت که حتی یک جرقه کوچک می‌تواند هزاران مترمربع جنگل را نابود کند.

طبیعت‌گردی بدون فرهنگ‌سازی؛ چالشی نوظهور

در سال‌های اخیر، طبیعت‌گردی در ایران بسیار پررنگ و مرسوم شده است؛ اما متاسفانه فرهنگ‌سازی متناسب با آن صورت نگرفته است. گردشگری در طبیعت بدون رویکرد اکوتوریسم و توسعه پایدار اجرا می‌شود و سه اصل اساسی توسعه پایدار، یعنی ملاحظات اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی، غالبا نادیده گرفته می‌شوند. بدون رعایت این اصول، نه به توسعه پایدار می‌رسیم و نه به گردشگری پایدار. یکی از مصادیق بارز این مشکل، رهاسازی زباله، کیسه‌های پلاستیکی و به‌ویژه انداختن ته‌سیگار روشن در طبیعت است؛ موضوعی که در شرایط خشکسالی می‌تواند به فاجعه‌ای بزرگ منجر شود. طبیعت ایران امروز در بسیاری از نقاط با انباشت زباله مواجه است و این امر ضرورت قوانین سخت‌گیرانه‌تر و اجرای قاطع‌تر را نشان می‌دهد.

آموزش؛ راهبردی بنیادین برای آینده

در کنار قوانین و نظارت، آموزش نقش بی‌بدیلی دارد. آموزش کودکان و نوجوانان باید از سنین بسیار پایین، حتی خردسالی آغاز شود و به‌صورت مستمر ادامه یابد تا دغدغه‌مندی برای حفظ طبیعت در ذهن آنان نهادینه شود. آموزش‌وپرورش، با همکاری تشکل‌ها و انجمن‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه محیط زیست، منابع طبیعی و توسعه پایدار، باید سرمایه‌گذاری جدی در این زمینه داشته باشد. کودکان باید بیاموزند که ما فقط یک کره زمین برای زندگی داریم و حفاظت از آن مسوولیتی همگانی است.

تجربه «میراب»؛ الگویی بومی برای فرهنگ‌سازی

در شهر قزوین، تجربه‌ای آموزشی با معرفی شخصیتی به نام «میراب» اجرا شده است. در رویدادهای آموزش‌محور برای کودکان و نوجوانان که توسط کمیته منطقه‌ای آبیاری و زهکشی استان قزوین اجرا می‌شود، پس از ارائه آموزش‌های مرتبط با آب و محیط زیست، نشانی به آنان اهدا می‌شود که روی آن نوشته شده است: «من میراب هستم»، یعنی از این پس حافظ و نگهبان آب و محیط زیست هستم. 

بازخوردهای مثبت این طرح نشان داده است که کودکان می‌توانند نقش موثری در انتقال پیام حفاظت از طبیعت به خانواده‌ها داشته باشند و حتی بر رفتار بزرگسالان، به‌ویژه پدرانی که بیشتر در معرض رفتارهایی مانند انداختن ته‌سیگار یا روشن‌کردن آتش در طبیعت هستند، اثرگذار باشند. چنین رویکردهایی می‌تواند در مقیاس ملی توسعه یابد.

پرونده آتش‌سوزی‌های جنگل‌های هیرکانی نباید با خاموش‌شدن شعله‌ها بسته شود. جبران خسارت‌ها، بازسازی علمی، اصلاح قوانین، تغییر رفتار اجتماعی و سرمایه‌گذاری جدی در آموزش و فرهنگ‌سازی، حلقه‌های به‌هم‌پیوسته یک راهبرد پایدار هستند. اگر رسانه‌ها، نهادهای دولتی و جامعه مدنی بتوانند توجه خود را از واکنش‌های مقطعی به پیگیری مستمر پس از حادثه معطوف کنند، می‌توان امید داشت که از تکرار این فاجعه‌ها جلوگیری شود و جنگل‌های هیرکانی برای نسل‌های آینده حفظ شوند.

* پژوهشگر حوزه آب، محیط زیست و گردشگری